|
سلام! ببخشيد که باز دير به روز کردم! چون مشغول ساخت يه وبلاگ ديگه و فراهم کردن مطالبش بودم. وبلاگ تازه ی من الگو پيرامون شخصيت والای پيامبر اکرم (صلی الله و عليه و آله و سلّم) نشانی: http://olgu.blogfa.com/ |
||
|
نه فکر نکنيد می خوام در مورد چپ دست ها صحبت کنم!می خوام در مورد فیلم «چپ دست» صحبت کنم.فیلمی که منو واداشت چند خطی در موردش بنویسم.البته فیلمی با سوراخ های فراوان ولی با درون مایه ای بسیار نو.پس حتما رو ادامه کلیک کنید. |
||
|
این مقاله برای هر کسی بی اهمیّت باشه برای من خیلی مهمه.چون من تصمیم دارم تو دانشگاه اخترفیزیک(=فیزیک+نجوم)بخونم.رشته ای مهجور در ایران امروز و دانش گسترده در پیشینه ی تاریخی کشور ما.هدف من هم کار کردن در ناساست.با هم میخونیم. |
||
|
>مقدمه فيلم با صحنه ای از يک عروسی مختلط شروع می شود.اين چندمين فيلم سينمای ايران در سه سال گذشته است که فضای جشن و عروسی در آن جای دارد.(شاهکارهايي چون:عروس فراری،سيزده گربه روی شيروانی،شاخه ی گلی برای عروس،سوغات فرنگ،شارلاتان و...)البته اين از خلاقيّت های کارگردان ها و ولخرجی های تهيه کنندگان و ذائقه تماشاگران است!قصد من در اين جا نقد فيلم نيست بلکه چشاندن يه سرانگشت اشکالات به شماس.تو خود بخوان حديث مفصل ز اين مجمل! |
||
|
يك زن انگليسي 31 ساله روز دوشنبه 10 ژوييه در مقابل دادگاه حاضر شد زيرا در انتخاب سطل زباله اشتباه كرده بود و زبالههاي غيربازيافتي را در سطل زباله سبز كه اختصاص به شيشه، مقوا و پلاستيك دارد، ريخته بود! به گزارش خبرگزاري فرانسه، دونا چايس نخستين فردي است كه براي نقص قانون حفاظت محيط زيست مصوب 2005 بريتانيا تحت تعقيب قضايي قرار ميگيرد.دونا چايس 31 ساله متهم است كه ته سيگارها، بقاياي مواد غذايي، قطعات فلزي و بقاياي يك جارو برقي اسقاطي را داخل سطل زباله ويژه زبالههاي قابل بازيافت ريخته است! به گفته دادستان دادگاه كولومپتون در جنوب غربي انگلستان دونا چايس براي هر يك از مواد غيرمجازي كه به داخل سطل زبالههاي قابل بازيافت ريخته است با يك جريمه 1000 پوندي معادل 1450 يورو مواجه است.خانم چايس اتهامات خود را رد كرده و اطمينان ميدهد او اين زبالههاي غيرقابل بازيافت را در سطل زباله سبز نريخته است. منبع:جامجم آنلاين واسه اولين مطلب جديد زباله!حالا شما قضيه را با کشور خودمون مقايسه کنيد.ما هنوز نمی دونيم سطل زباله ی بازيافتی چيه! |
||
|
به نام خدا سلام!
منتظر اولين مطلب من بعد از بازگشت دوباره ام باشید. |
||
|
شوق نو شدن در وجودتان جاويد، همیشه باشد ایامتان با مواعيد! |
||
|
خونه به دوش،تو رو خوب مي شناسمت،زخم تو تازس توي سينم چه دروغا گفتي تا پاي تو و چشات بشينم وطن فروش،تو همون بودي که عاشقاي اين شهر رو فروختي تو اين بازي تو قبل از،همه سوختي تو نخواستي،کسي اينجا پا بگيره از حسودي نگو اون آدم فروشه،راسي راسي تو نبودي خيليا خام تو بودن،توي اين بازي تازه اما تو،نخواستي هيچکي،کار واسه دلش بسازه صد هزار تا راه بلد بودي واسه،آدم فروشي اينه که اون ور دنيا،حالا يه خونه به دوشي تو نخواستي کسي از حرف دلش يه شعر بخونه تو مي دونستي رو کم کني تو راست،بعله ديوونه! واسه اين غريبي تو،بازي فردا رو نبازي نزديکه با قلباي،فروخته دنيا تو بسازي |
||
|
نمی دانم چه بنويسم.اين يک اخطار جدی است! |
||
|
ای زيبايی!هنر ده که درکت کنم! (9/10/1384) |
||
[صفحه نخست]
[نامه برقی]
[بایگانی وبلاگ]
[راهنما]
[اخبار سایت]
[جستجوی وبلاگها]
[درباره بلاگفا]
[تماس با ما]
[آر.اس.اس]
[هر چی فکرشو کنی]